` جا مونده از شهداء

 
 


ذکرتعجیل فرج رمز نجات بشر است ما برآنیم که این ذکر جهانی گردد اللهم عجل لولیک الفرج

این پوتین های کهنه..

مکه برای شما ، فکه برای من

بال نمی خواهم

این پوتین های کهنه هم می توانند مرا به آسمان ببرند …

شهید مرتضی آوینی




:: برچسب‌ها: مکه, فکه, پوتین, مرتضی آوینی

نویسنده : جامونده از شهداء
تاریخ : ۱۳٩٤/٤/٥
شهری است در میان شهرها..

      ...وکربلا را تو مپندار که شهری است در میان شهرها

      و نامی است در میان نام ها

      نه! کربلا حرم حق است

      و هیچ کس را جز یاران حسین(ع)

      راهی بسوی حقیقت نیست...




:: برچسب‌ها: کربلا, شهر, حسین(ع), یاران

نویسنده : جامونده از شهداء
تاریخ : ۱۳٩٤/٤/٥
تمام مهرهای جمکران..

به دنبال ردی از پیشانیت

تمام مهرهای جمکران را بوسیده ام....




:: برچسب‌ها: جمکران, سیدی, صاحب الزمان

نویسنده : جامونده از شهداء
تاریخ : ۱۳٩٤/٤/٤
دل من..




:: برچسب‌ها:

نویسنده : جامونده از شهداء
تاریخ : ۱۳٩٤/۳/٢٠
تا ابد...

و تا ابد به آنانکه پلاکشان را از گردن خویش درآوردند

تا مانند مادرشان گمنام و بی مزار بمانند مدیونیم..




:: برچسب‌ها: پلاکشان, گمنام, بی مزار, مدیونیم

نویسنده : جامونده از شهداء
تاریخ : ۱۳٩٤/۳/٢٠
به نام خدای آن چوپان

مردی با پدرش در سفر بود که پدرش از دنیا رفت.

از چوپانی در آن حوالی پرسید: «چه کسی بر مرده های شما نماز می خواند؟»

چوپان گفت: «ما شخص خاصی را برای این کار نداریم؛ خودم نماز آنها را می خوانم».

مرد گفت: «خوب لطف کن نماز پدر مرا هم بخوان!»

چوپان مقابل جنازه ایستاد و چند جمله ای زمزمه کرد و گفت : «نمازش تمام شد!»

مرد که تعجب کرده بود گفت: این چه نمازی بود؟

چوپان گفت: بهترازاین بلد نبودم

مرد از روی ناچاری پدر را دفن کرد و رفت.

شب هنگام، در عالم رؤیا پدرش را دید که روزگار خوبی دارد.

از پدر پرسید: «چه شد که این گونه راحت و آسوده ای؟»

پدرش گفت: «هر چه دارم از دعای آن چوپان دارم!»

مرد، فردای آن روز به سراغ چوپان رفت و از او خواست تا بگوید در کنار جنازۀ پدرش چه کرده و چه دعایی خوانده؟

چوپان گفت: «وقتی کنار جنازه آمدم و ارتباطی میان من و خداوند برقرار شد،

با خدا گفتم : « خدایا اگر این مرد، امشب مهمان من بود، یک گوسفند برایش زمین می زدم.

حالا این مرد، امشب مهمان توست. ببینم تو با او چگونه رفتار می کنی؟.. »

به نام خدای آن چوپان... که قلب مهربان آن چوپان٬ قطره ای از اقیانوس بی کران عشق و محبت اوست.




:: برچسب‌ها: مهمان, چوپان, جنازه, پدر

نویسنده : جامونده از شهداء
تاریخ : ۱۳٩٤/٢/۱۱
آیــنه

مولای من ...

"  تقصیر " شما نیست ...

که "تصویر" شما نیست..

من آیینه ای پر شده از گرد و غبارم ...




:: برچسب‌ها: آینه

نویسنده : جامونده از شهداء
تاریخ : ۱۳٩٤/۱/۱۸
شــاه کلیــــد
نویسنده : جامونده از شهداء
تاریخ : ۱۳٩۳/۱۱/٩
برای متأهلین
نویسنده : جامونده از شهداء
تاریخ : ۱۳٩۳/۱۱/٩
گفتم که به پیری برسم توبه کنم
نویسنده : جامونده از شهداء
تاریخ : ۱۳٩۳/۱۱/٩
مومن مثل عطر است!
نویسنده : جامونده از شهداء
تاریخ : ۱۳٩۳/۱۱/٩
در به در
نویسنده : جامونده از شهداء
تاریخ : ۱۳٩۳/۱۱/٩
مرحوم حاج مرشد چلویی
نویسنده : جامونده از شهداء
تاریخ : ۱۳٩۳/۱۱/٩
هر وقت دیدید اوضاع بی ریخت است..
نویسنده : جامونده از شهداء
تاریخ : ۱۳٩۳/۱۱/٩
روزی چند دقیقه..؟
نویسنده : جامونده از شهداء
تاریخ : ۱۳٩۳/۱۱/٩
مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی (ره)