` شهیــــد مهــــدی زیـن الدیـــــن - جا مونده از شهداء

 
 


ذکرتعجیل فرج رمز نجات بشر است ما برآنیم که این ذکر جهانی گردد اللهم عجل لولیک الفرج

شهیــــد مهــــدی زیـن الدیـــــن

تاریخ تولد:  1338
محل تولد : تهران
طول مدت حیات : 25  سال
تاریخ شهادت:  1363 
محل شهادت : تپه ساروین _ حومه سردشت
مزار شهید : گلزار شهدای قم

 

جدی جدی بود. اما وقت شوخی کم نمی‌آورد. یک بار هندوانه‌ای را قاچ کرد و لای آن فلفل پاشید. وقتی شروع کرد به تعارف کردن، همه خوردند. همه که سوختند، صدای خنده‌اش به هوا رفت!  

 

ادامه مطلب رو از دست ندید !!                                        


 کودکی

توی ظل گرمای تابستان، بچه های محل سه تا تیم شده اند. توی کوچه ی هجده متری. تیم مهدی(شهید زین الدین) یک گل عقب بود،عرق از سر و صورت بجه ها میریزه،چیزی نمانده ببازند. اوت آخره مادر می آید روی تراس «مهدی! آقا مهدی! برای ناهار نون نداریم ها برو از سرکوچه دو تا نون بگیر.» توپ زیر پایش می ایستد. بچه ها منتظرند. توپ را می اندازد طرفشان و می دود سر کوچه..

                                          . . . .

رتبه چهارم پزشکی

شهید زین الدین بعد از آنکه دیپلم تجربی را گرفت در کنکور سراسری شرکت کرد و توانست رتبه چهارم رشته پزشکی دانشگاه شیراز را به دست آورد. او با چهار دانشگاه از دانشگاه‏های فرانسه مکاتبه کرد و بعد از مدتی، نامه قبولی از یکی از آنها دریافت کرد.

بعد برای انتخاب یکی از دانشگاه‏ها، به یکی از دوستانش که به تازگی از فرانسه برگشته بود مراجعه کرد، او در جواب گفته بود: در فرانسه خدمت حضرت امام رسیدم، ایشان فرمود: «به ایران برگردید؛ زیرا ایران به جوانانی مثل شما نیازمند است» و این سخن، باعث انصراف شهید زین ‏الدین از عزیمت به خارج از کشور برای ادامه تحصیل می‏شود.

 

مهدی زین الدین از ادامه تحصیل و ورود به دانشگاه انصراف داد و در مغازه پدرش مشغول به کار شد، او درباره علت انصراف از دانشگاه گفته بود : مغازه پدرم سنگر است و رژیم پهلوی با تبعید پدرم می‌‏خواهد سنگر محکم او خالی بماند، ولی من نمی‌‏گذارم این سنگر مبارزه خالی بماند!

                                        . . .

جبـهــــه

جدی جدی بود. اما وقت شوخی کم نمی‌آورد. یک بار هندوانه‌ای را قاچ کرد و لای آن فلفل پاشید. وقتی شروع کرد به تعارف کردن، همه خوردند. همه که سوختند، صدای خنده‌اش به هوا رفت!

امکان نداشت امروز تو را ببیند، و فردا که دوباره دیدت، برای روبوسی نیاید جلو. اگر می خواستی زود تر سلام کنی، باید از دور، قبل از این که ببیندت، برایش دست بلند می کردی!

نزدیک عملیات بود. می دانستم دختردار شده. یک روز دیدم سر پاکت نامه از جیبش زده بیرون. گفتم این چیه؟ گفت عکس دخترمه. گفتم :بده ببینمش گفت : «خودم هنوز ندیدمش!» گفتم : چرا ؟! گفت: الآن موقع عملیاته، می ترسم مهـر پدر و فرزندی کار دستم بده. باشه بعد..

اگر با مهدی نشسته بودیم و کسی قرآن لازم داشت، نمی رفت این طرف و آن طرف را بگردد. می گفت: آقا مهدی! بی زحمت اون قرآن جیبیت را بده!

 

اگر جلوی سنگرش یک جفت پوتین کهنه و رنگ و رورفته بود، می فهمیدیم هست، والا می رفتیم جای دیگر دنبالش می گشتیم!

 

وقتی منطقه آرام بود، بساط فوتبال را ه می افتاد. همه خودشان را می کشتند که توی تیم مهدی باشند.می دانستند که تیم مهدی تا آخر بازی، توی زمین است!

مردی به رنگ خاک

شهید زین ‏الدین، آن‏قدر خاکی و بی ‏آلایش بود که بسیاری از اوقات، او را به عنوان فرمانده نمی‏ شناختند. یکی از بسیجیان در این باره می‏گوید :

یک روز که برای نماز جماعت به حسینیه لشگر رفته بودم، پس از نمازظهر اعلام کردند که از سخن‏رانی برادر مهدی زین‏ الدین فرمانده لشکر استفاده می‏کنیم.

من هنوز ایشان را نمی‏شناختم با خود گفتم که فرمانده لشگر حتما با تشریفات خاصی می‏ آید. در افکار خود بودم که ناگاه یک نفر از کنار من بلند شد و به راه افتاد و پشت تریبون قرار گرفت و مشغول صحبت شد.

خیلی تعجب کردم؛ چون او تا چند لحظه قبل در کنار من نشسته بود و کسی هم همراهش نبود. صحبت ایشان که تمام شد، دوباره در کنار من نشست. این‏جا بود که شهید زین‏ الدین را شناختم..                          

عروج عاشقانه

شهید زین‏ الدین در مأموریتی که از کرمانشاه به سوی سردشتِ آذربایجان غربی درحرکت بود، با گروه‏های ضد انقلاب درگیر شد و به فیض شهادت نائل گردید. مزار ایشان در گلزار شهدای علی‏ بن‏ جعفر قم، زیارت‏گاه عاشقان شهادت است.

    روحش شاد و یادش جاودان باد

: وصیت نامه شهید زین الدین

در زمان غیبت کبری به کسی «منتظر» گفته میشود و کسی میتواند زندگی کند که منتظر باشد، منتظر شهادت، منتظر ظهور امام زمان(عج) ،خداوند امروز از ما همت، اراده و شهادت طلبی میخواهد.

شادی روحش صلوات




:: برچسب‌ها: شهادت, مهدی, زین الدین, جبهه

نویسنده : جامونده از شهداء
تاریخ : ۱۳٩٢/۱/٢٥