شهید سید حسین علم الهدی

روزی وارد سپاه هویزه شدم که ثبت نام کنم کفشهام رو درآوردم

و داخل سالن شدم بعد از چند لحظه که برگشتم باران آمده بود

و زمین گل بود به یکی از برادران  که از آن سمت به این طرف

می آمد،گفتم : لطفا کفشهایم را بده.اما ایشان توجه نکرد!

بلافاصه دیدم یکی از پاسداران رفت و کفشهای مرا آورد.من خیلی ساده تشکر کردم.

بعد از چند لحضه اذان گفت و دیدم همان برادری که کفشهای مرا آورد امام جماعت است..

از بچه ها سوال کردم ایشان کیست؟

گفتند : او سید حسین علم الهدی فرمانده سپاه هویزه است...

به نقل از کتاب لحظه های آخر

/ 1 نظر / 10 بازدید
مهدی

همین کارها رو کردن شهدا که ما رو اسیر خوشون کردن